محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5498
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ابن عيسى برون شد و نماز نيمروز را با مردم بكرد ، منبر را براى وى ما بين ركن و مقام نهاده بودند كه بر آن بالا رفت و بر آن نشست و بگفت تا سران و بزرگان قوم به منبر نزديك شدند . داود سخنگويى گشاده زبان بود و صدايى رسا داشت . وقتى مردم فراهم آمدند به سخن ايستاد و گفت : « ستايش خدا را كه مالك ملك است و ملك را به هر كه را خواهد زبون كند كه همه خير به دست اوست و به همه چيز تواناست [ 1 ] » شهادت مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست كه بىهمتاست و بىشريك و به پا دارندهء عدالت . خدايى جز او نيست كه نيرومند است و حكيم . شهادت مىدهم كه محمد بنده و فرستادهء اوست كه او را با دين فرستاد و پيمبران را به دو ختم كرد و او را رحمت جهانيان كرد كه خداى در ميان متقدمان و متأخران بر او درود گويد . « اما بعد : اى مردم مكه ، شما اصليد و فرع و عشيره و خاندان و شريكان نعمت ، كه واردان خدا سوى شهر شما مىآيند و مسلمانان به قبلهء شما رو مىكنند . مىدانيد كه رشيد ، هارون ، كه رحمت و درود خدا بر او باد هنگامى كه ميان شما براى دو پسرش محمد و عبد الله بيعت گرفت از شما پيمان و قرار گرفت ( 440 كه مظلومشان را بر ضد ظالم و تجاوز ديده را بر ضد متجاوز و خيانت ديده را بر ضد خائن يارى كنيد . آگاه باشيد كه شما دانستهايد و ما نيز دانستهايم كه محمد بن هارون ظلم و تجاوز و خيانت آغاز كرده و خلاف شرايطى كه در دل بيت الله الحرام عهده كرده بود عمل كرده و بر ما و شما رواست كه وى را از خلافت خلع كنيم و آن را به مظلوم تجاوز ديده خيانت ديده بدهيم ، آگاه باشيد كه من شما را بشهادت مىگيرم
--> [ 1 ] قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ من تَشاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَتُعِزُّ من تَشاءُ وَتُذِلُّ من تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 3 : 26 سوره آل عمران آيه 26